
امشب، شب قدر و شب نزول قرآن است. شبی که از هزاران شب برتر و شبی که بهترین فرصت برای راز و نیاز و جَلا دادن درون است. کاش پیش از این اقدام به زدودن غبار از دلهامان کرده بودیم تا برای امشب آمادهتر باشیم. اما هنوز هم دیر نشده، چراکه هنوز هم زندهایم. امشب دوباره بهانهای است برای جمع شدن و همگی با هم راز و نیاز کردن. امشب دوباره فرصتی است تا صادقانه حرفها را از دل بر زبان، و شبنم اشکها را از چشمها بر گونهها جاری کنیم.
امشب بهترین فرصت برای پَرکشیدن است. امشب فرصت طلایی دیگری است تا کولهباری از آنچه را که بر دوشمان سنگینی میکند بر زمین بگذاریم، و شوق پرواز را در خود زنده کنیم. امشب باید باور داشته باشیم که شوق پرواز میتواند به پرگشودن و پرکشیدن منجر شود. فقط کافی است بالهایمان را باز و خود را رها کنیم تا به پرواز درآییم. امشب فاصلهی پرگشودن تا پرکشیدن بسیار کوتاه و این کار آسانتر از همیشه است، بشرط آنکه چیزی بر پای خود بسته باشیم و بارهای اضافی را بر زمین بگذاریم؛ بشرط آنکه بدانیم کجا هستیم و باید کجا برویم.
برای اینکه بدانیم کجا هستیم و چه باید کنیم، نگاه کوتاهی بر مسیر گذشته و راه آینده بیاندازیم. بالاخره هر کدام از ما خواسته یا ناخواسته مرتکب خطاها و لغزشهایی شدهایم. بعضی کمتر و بعضی بیشتر. و به اینجا رسیدهایم. الان کجا هستیم؟ من به مسیری تشبیه میکنم که هرلحظه ممکن است به ابتدای مسیر بعدی، یعنی مرگ و زندگی پس از مرگ منتهی شود. اما فعلاً در همین مسیر هستیم و چون چشم برهم زدنی به انتهایش خواهیم رسید. اگر هر روز کارهای روزمرهمان را انجام میدهیم و برای برقراری ارتباط با اطرافیان تکلّم میکنیم، باید قدر این فرصت طلایی را بدانیم چرا که ممکن است در گام بعدی که در زندگی برمیداریم، توانایی سخن گفتن و انجام دادن نداشته باشیم. ممکن است بخواهیم بگوییم الهی العَفو اما زبان در دهان ما بیحرکت باشد. ممکن است بخواهیم در برابر پروردگار سجده کنیم اما دیگر توانی وجود نداشته باشد. امشب حرفهایمان با جملهی زیبای اللهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بسمِک آغاز میشود. خداوندا، بدرستی من میخواهم از تو بنام خودت… امشب دوباره فرصتی است تا همهی خواستههایمان را با محوریت “کسب توفیق بندگی واقعی” بازگو کنیم. براستی چقدر زیباست وقتی حاجتهایمان آسمانی باشند، حتی حاجتهای زمینیمان. امشب گریه کردن از همیشه زیباتر است. امشب گریههامان از همیشه عاجرانهتر و کلاممان از همیشه صادقانهتر است. دعاها و حاجتهایمان را مرور کنیم و در گوشهای از ذهنمان بنویسیم. برای بیان مهمترین حاجتها، احساس واقعی را از دل بر زبان جاری و شبنم شبانگاهی اشک را به میهمانی دعوت کنیم. با رها کردن کولهبار سنگین لغزشها و گناهان، اینگونه میخوانیم: سُبحانَکَ یا لا اِلهَ اِلا اَنت، الغَوث الغَوث، خَلِّصنا مِنَ النّار یارَب… همهی بیماران از جمله معلولان جسمی و ذهنی را بیاد آوریم، لحظهای خود را در جای آنها تصور کنیم و خالصانه دست به دعا برداریم: اَمن یُجیبُ مضطَر اذا دُعا وَ یَکشِف سوء.
دعا بخوانیم… دعاکنیم… و اگر فرصت کم بود، بقیه حاجتها را در ذهنمان مرور و طلب حاجت کنیم.
۰۸/مهر/۱۳۸۶ و ۱۸/رمضان/۱۴۲۸
Tags: دعا, دین, شب قدر
6 دیدگاه » سپتامبر 30th, 2007
بسم الله الرحمن الرحیم
زیاد مهم نیست که مشاغل را باید به چند دسته تقسیم کرد. من هم قصد ندارم خیلی دقیق شوم، بنابراین بهمنظور مطلبی که در ادامه خواهید خواند مشاغل را به دو دستهی کارگری و کارمندی، و بهعبارت دیگر کارهای سنگین و سبک تقسیم میکنم. مشاغل کارگری از قبیل کارهای ساختمانی، انواع کار در ارتفاعات، نظافتچی، نجاری، جوشکاری و… مشاغل کارمندی هم از قبیل مدیریت، کارمندان ادارات و سازمانها، فرهنگیان و…
وارد محیط کاری پتروشیمی یا پالایشگاه میشویم. در فضای آزاد بیرون، از کارگری ساده گرفته تا اپراتورهای دستگاهها و پرسنل کنترل و بهرهبردار، همه این مشاغل در اختیار آقایان است، کما اینکه پیش از این نیز زحمت ساختوساز و انجام امور عمرانی نیز برعهده آقایان بوده است. به قسمت اداری که وارد شوید، خانمها را در آنجا خواهید یافت. البته مردها هم هستند. اما یک سوال: چرا برخی از امور دفتری را خانمها انجام میدهند و آیا حضور خانمها ضرورت دارد؟ از پتروشیمی خارج میشویم و در جامعهای که زندگی میکنیم به اطرافمان نگاه کنیم. مشاغلی از قبیل کارگری ساختمان، لوله کش، مکانیک، نظافت خیابانها و… در اختیار آقایان قرار دارد. اما تعدادی از پرسنل کارمند همهی ادارات از قبیل اداره آب، اداره برق، اداره فنی و حرفهای، اداره بیمه، اداره پست، بانکها، اداره ثبتاحوال و… را خانمها تشکیل میدهند.
اصلاً هدفم زن ستیزی نیست، اما بهنظر من همان اندازه که حضور خانمها در بعضی از عرصههای شغلی مثل دبیر مدارس دخترانه یا پزشک متخصص خانمها ضروری و لازم است، تصدی بسیاری از امور اداری توسط خانمها غیرضروری و غلط است، زیرا شرایط اقتصادی کشور آمادگیاش را ندارد. با خود میگویم درحالیکه آقایان تحصیلکرده با مدرک تحصیلی برابر، جویای کار هستند و البته وضعیت زایمان و شیردادن به بچه و… را هم ندارند، چرا باید خانمی متصدی امور باشد که در دوران حاملگیاش ممکن است وضعیت جسمانیاش بر عملکرد کاریاش تاثیر بگذارد، مرخصی زایمان بگیرد و برای شیردادن به بچه، طبق قانون میتواند از وقت اداری و انجام وظایفاش بکاهد. در حالی که انجام این مسئولیت از عهده یک آقا هم برمیآید. من گمان میکنم برای جامعهی ما که اقتصادی نسبتاً بیمار دارد، هنوز خیلی زود است که اَدای جوامع غربی با آن اقتصاد پویا را در بیاورد. بعنوان مثال در کشور کانادا زن و شوهر کار میکنند، فرزند هفده ساله هم شاغل است، و بخاطر نیاز جامعه به نیروی کار، بخشی از این نیروی کار هم از خارج تامین میشود. اما در کشور ایران که معضل بیکاری و عدم ازدواج وجود دارد، فرصتهای شغلی باید بطور هوشمندانه تقسیم شوند. اگر فقط بجای نیمی از خانمهای شاغلی که ضرورتی به حضورشان نیست موقعیت شغلی در اختیار آقایان قرار میگرفت، به همان اندازه موقعیت ازدواج برای آنها فراهم میشد. ازدواج هم یعنی اینکه به همان اندازه دختران راهی خانههای بخت میشدند، و به همان اندازه از انواع و اقسام تیپهای عجیب و غریب پسران و دختران در خیابان کاسته میشد، و به همان اندازه آمار فساد هم پایین میآمد، و…
زیاد خواهی برخی از خانمها
با تمام حرفهایی که گفته شد، باز هم چندنفر پیدا میشوند و از حقوق خانمها مینویسند. هرچیزی را بهانه میکنند. بعنوان مثال خانمهایی که شاید خودشان هم برای دیدن فوتبال و ورزش بانوان به ورزشگاه نمیروند، آنگاه مینویسند که اجازه ورود به ورزشگاه را نداریم! آخر دختر، تو برای تماشای رقابت همجنسان خودت هم به ورزشگاه نمیروی، دیگر به ورزشگاه رفتنت برای تماشای ورزش آقایان چه صیغهای است؟
از حجاب هم مینویسند، شاید غافل از اینکه امروزه هرخانمی همانطور که مایل است در جامعه حضور دارد. بسیاری از خانمها با پوشش چادر، بسیاری با مانتو اما بسیار پوشیده و مرتب، و بعضی هم فقط یک لایه پارچه را تا جایی که ممکن بوده به بدن خود چسباندهاند و روسری را بصورت نوار باریکی بر بر روی سرشان استفاده میکنند. یعنی باید از این هم آزادتر باشد؟ صدالبته که محیط جامعه با حمامهای عمومی فرق دارد.
تبعیضهای موجود در جوامع مختلف از جمله ایران را انکار نمیکنم. بله تبعیض در بعضی امور وجود دارد و بخش عمدهای از آن به فرهنگ خانواده و اطرافیان مربوط میشود. اما تبعیضها آنقدر نیستند که چندین نفر بنشینند، وبلاگ بنویسند و مطالبشان هم تمامی نداشته باشد. گویی که همهچیز بر علیهشان است و از همهطرف محدود شدهاند.
Tags: جامعه, خانواده
7 دیدگاه » سپتامبر 12th, 2007
به اطرافتان نگاه کنید یا اینکه اگر لازم است از اطرافیان سوال کنید که یک خانم شاغل و متاهل که مثلاً یک فرزند یکساله هم دارد، چگونه امور شغلیاش را انجام میدهد و درعینحال از بچهاش هم مراقبت میکند؟ البته چنین خانمهایی معمولاً برای اطرافیانشان باعث دردسر و یا اینکه موجب زحمت هستند. از زمان تولد بچه تا سنین چهار الی پنج سالگی، یعنی دقیقاً همان سنینی که بچه نمیتواند کارهای بهداشتیاش را خودش انجام دهد یا اینکه حداقل بهموقع خبر دهد، بخشی از زحمت مراقبت از فرزندِ خانم کارمند، برعهده اطرافیان نظیر مادر، خواهر یا سایر نزدیکان است. بعد از سن پنج سالگی فرزندش را به مهدکودک و پیشدبستانی میسپارد، خودش حداقل نیمی از روز را در خارج از خانه شاغل است و نیم دیگر آنروز را یا میخواهد استراحت کند یا اینکه اگر خانم بسیار متعهدی باشد، به انجام امور منزلش بپردازد. در این میان بطور طبیعی کودک با کمتوجهی خانواده روبرو میشود و این روند که من آنرا زندگی ماشینی بهمعنای همچون ماشین زندگی کردن مینامم، تا زمانی که فرزند به دبستان و مقاطع تحصیلی بالاتر هم راه پیدا میکند، ادامه مییابد. ظاهراً چندان هم مهم نیست که فرزندش (فرزندشان) چه میبیند، چه میآموزد و به چه چیزی گرایش پیدا میکند! مهم فقط این است که خانم و آقا کار میکنند و اگر فرصتی باقی بماند، برای تخلیه و ارضاء امیال غریضی و ذاتیشان چنددقیقهای را باهم خلوت میکنند.
اگر این وضعیت (البته بصورت کنترل شده) برای برخی از خانمهای شاغل در بعضی امور مثل دبیر مدارس دخترانه یا پزشک بیماریهای مخصوص خانمها توجیهی داشته باشد، برای بسیاری دیگر توجیهی ندارد. این مطلب هم بماند تا در پست بعدی، از زوایای دیگر به این وضعیت بپردازم.
Tags: جامعه, خانواده
4 دیدگاه » سپتامبر 8th, 2007
تست اعتیاد به اینترنت IAT یکی از معتبرترین تستهای مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است که توسط دکتر کیمبرلی یانگ ابداع شده است. در تست IAT هرچه نمره شما بیشتر باشد، اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. نمرات هم به ترتیب از یک تا پنج هستند. در پایان، باید مجموع نمراتی را که به بیست پرسش زیر میدهید، جمع بزنید. برای محاسبه مجموع نمرات خودتان، میتوانید از ماشینحساب ویندوز کمک بگیرید.
>> چقدر بیشتر از آنچه که قصد دارید، در اینترنت میمانید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر بخاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفتهاید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح میدهید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر از طریق اینترنت، با کاربران دیگر رابطه برقرار میکنید؟
۱- به ندرت ۲- گاه گاهی ۳- غالباً ۴- بکرات ۵- همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر دیگران از شما، بخاطر میزان آنلاین بودنتان شاکی هستند؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر بخاطر اینترنت، نمرات و کارهایتان در مدرسه اُفت کرده است؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر ایمیلهایتان را پیش از کارهای ضروری دیگرتان چک میکنید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر عملکرد کاری و بهرهوری شما، بخاطر اینترنت آسیب دیده است؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> وقتی از شما میپرسند که چه کارهایی آنلاین انجام میدهید، چقدر در موضع تدافعی یا پنهانکاری قرار میگیرید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر افکار آزار دهنده در زندگی را با افکار آرامبخش در اینترنت خنثی میکنید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر وقتی در اینترنت هستید، احساس میکنید توان پیشبینی امور را دارید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر فکر میکنید که زندگی بدون اینترنت، چیزی کسالتبار؛ تهی و بیلذت است؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر وقتی کسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما میشود، غُر میزنید؛ فریاد میزنید یا عصبانی میشوید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر بخاطر قطع نکردن اینترنت، دچار بیخوابی هستید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر فکر میکنید در حالت آفلاین، حواسپرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را بکار میبرید: فقط چند دقیقه مونده، الان میام.
۱- به ندرت ۲- گاه گاهی ۳- غالباً ۴- بکرات ۵- همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر سعی کردهاید از میزان آنلاین بودن خود بکاهید و موفق نشدهاید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودنتان را از دیگران مخفی کنید؟
۱- به ندرت ۲- گاه گاهی ۳- غالباً ۴- بکرات ۵- همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران ترجیح میدهید؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
>> چقدر وقتی آفلاین هستید، احساس افسردگی و عصبیت دارید که با آنلاین شدن از بین میرود؟
۱-به ندرت ۲-گاه گاهی ۳-غالباً ۴-بکرات ۵-همیشه
شامل حال من نمیشود
- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - -
جمع نمرات بین ۲۰ تا ۴۹ = کاربر معمولی هستید.
جمع نمرات بین ۵۰ تا ۷۹ = دارید دچار مشکل اعتیاد اینترنتی میشوید، مراقب باشید.
جمع نمرات بین ۸۰ تا ۱۰۰ = شما به اکثر پرسشها، نمرات ۴ یا ۵ دادهاید. شما دچار اعتیاد اینترنتی هستید و باید مشکلتان را در اسرع وقت حل کنید. واقعاً فکر کنید که اگر در پرسش دوم، جواب شما ۴ بوده است؛ چه بر سَر خودتان آوردهاید؟
منبع: روزنامه شهر شیراز (خبـــر جنوب)، مورخه ۲۷/مرداد/۱۳۸۶
Tags: اینترنت
6 دیدگاه » آگوست 28th, 2007
بسم الله الرحمن الرحیم
سیستم عامل Windows XP Media Center یکی از آخرین ورژنهای ویندوز ایکسپی مایکروسافت بود که بخاطر “تم” زیبایش، مورد توجه قرار گرفت. اگر از این سیستم عامل استفاده میکنید، به احتمال زیاد با من همعقیده هستید [مشاهده]. مدتی قبل، با راهنمایی دوستان به یک سایت خارجی رفتم و یک “تم” بسیار زیبا برای ویندوز ایکسپی از اونجا دانلود کردم. اونجور که از اسم این “تم” پیداست (Royale Noir)، هدف اصلی از ساخت این “تم” این بوده که رنگ نوار عنوان و منوی استارت و… رو مشکی کنه، جوری که سایه داشته باشه، و سایه و رنگ مشکی توی هم ادغام شده باشه.

زمانی که این “تم” رو Download کردم، استفاده از رنگ مشکیسایهدار هیچ مشکلی نداشت [+]، اما یک رنگ آبیسایهدار هم بصورت نصفهونیمه توی “تم” وجود داشت که بعضی جاها رو پشتیبانی میکرد و بعضی جاها رو… [خودتون ببینید]. اما این حالت، برای من که دارم از نسخهی XP Media Center استفاده میکنم، اصلاً خوشآیند نبود. سخن کوتاه کنم، یک فایل از محل Themeهای ویندوز ایکسپی مدیاسنتر آوردم بیرون و به نرمافزاری که Download کرده بودم اضاف کردم و الحمدلله کاری که انجام دادم نتیجه داد و اون نقص نصفهونیمهای که توی Themeی دریافتیم وجود داشت، برطرف شد [مشاهده].

اگر از ظاهر ویندوز ایکسپی خسته شدهاید، اگر ویندوز مدیاسنتر رو ندارید، و حتی اگر ایکسپی مدیاسنتر رو دارید، فکر میکنم این “تم” (Theme) با دوتا رنگ زیبایی که داره، میتونه استفاده از ویندوز نهچندان زیبای XP رو براتون قابل تحمل (و شاید لذتبخش) کنه. برای دریافت Royale Theme به >اینجا< برید و مطابق شکل زیر، روی لینک Download file کلیک کنید.
حجم: 1.07 MB

فقط نکتهی مهم اینکه برای انتخاب یکی از دو رنگ مشکیسایهدار (Royale Noir)، یا آبیسایهدار (Royale)، باید حتماً از مسیرStart Menu > Royale Theme، فایل luna رو کلیک کنید تا به Display Properties منتقل بشید و بتونید یکی از اون دو رنگ رو انتخاب کنید. اگر بخواید از راه دیگهای به Display Properties برید، نتیجهی خوبی نمیگیرید! [+]
لینک مستقیم نرمافزار در istartedsomething.com
Royale Theme بخوبی نمای ظاهری ویندوز ایکسپی مدیاسنتر رو (حتی بهتر از اون) در اختیار شما قرار میده. اما “تم” ویندوز ایکسپی مدیاسنتر رو هم از داخل ویندوزم بیرون آوردم و درصورت تمایل میتونید دانلود کنید. برای مقایسه Themeهای مختلفی که درباهشون صحبت کردم، میتونید این تصویر رو ببینید. مخصوصاً موقع تهیه این تصویر، یک برنامه تحت ویندوز رو هم باز کردم تا رنگ نوار ابزارها رو در حالتهای مختلف ببینید و بهتر تصمیم بگیرید. Zune Desktop Theme محصول مایکرسافت هم هست. میتونید نمایی از اون رو در >اینجا< ببینید و برای دریافت به لینک زیر مراجعه کنید.
XP Media Center Theme
Size: 895 KB
Zune Desktop Theme
Size: 1.64 MB
پینوشت: قسمتی از این مطلب رو قبلاً در وبلاگ گروهی دودردو منتشر کرده بودم. اما بخاطر اینکه وبلاگ گروهی دودردو مورد لطف شرکت مخابرات قرار گرفته، این مطلب رو مجدداً اینجا هم منتشر کردم. البته بصورت کاملتر.
۱۳۸۶/۰۵/۳۱
Tags: کامپیوتر
5 دیدگاه » آگوست 22nd, 2007
مقطع تحصیلی دبیرستان و سر کلاس ریاضی بودیم. دبیر ریاضی از بچهها پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟ همه گفتند ثروت. دبیر ریاضی پرسید: ثروت چیست؟ مثال بزنید. هرکس مثالی زد و همهی مثالها به نقدینگی مالی و املاک مربوط میشد. دبیر ریاضی گفت: پول، ثروت است. باغ، ویلا و زمین، ثروت هستند. اراده و پشتکار، فرزند خوب، سلامتی، خوشبختی، هوش و استعداد، صداقت، قناعت، اخلاص، معنویت، تجربه و علم هم ثروت هستند. ثروت میتونه کم یا زیاد باشه و میتونه در راه صحیح یا غلط خرج بشه. دانشمندی که برای ساخت دارو و عناصر مفید وقت میذاره و تلاش میکنه، داره از ثروتی که داره درست استفاده میکنه، اما یک دانشمند دیگه انرژی خودش رو برای ساخت بمبهای شیمیایی صرف میکنه، بنابراین از ثروت خودش درست استفاده نمیکنه.
دبیر ریاضی ادامه داد: بنابراین ثروت بهتر از علم نیست، و علم هم بهتر از ثروت نیست. اصلاً این جمله غلط است، زیرا علم یکی از ثروتها است.
همهی بچههای کلاس قانع شدند. اما چقدر فرق بود بین تعریف بچههای کلاس درباره ثروت، و تعریفی که دبیر ریاضی ما ارائه داد.
۱۳۸۶/۰۵/۱۲
Tags: اندیشه
7 دیدگاه » آگوست 3rd, 2007
بسم الله الرحمن الرحیم
هر کشور قوانین مربوط به خودش را دارد. قانون جاری ادارات، گمرک، مالیات و… از جملهی قوانین نوشته شدهی هر کشوری است. حتی میتوان گفت که فرهنگها، سنن، و حتی نحوهی معاشرت و… قوانین نانوشتهی کشورهای مختلف هستند. هرکدام از این قوانین برای برخی خوشایند و برای برخی دیگر ناخوشایند هستند.
شاید بتوان گفت فیلترینگ هم قانونی است که در اکثر کشورهای دنیا اِعمال میشود، اما مواد این قانون در کشورهای مختلف متفاوت است؛ و شاید توجیه فیلترینگ در ایران، محدود کردن دسترسی افراد جامعه به مطالب و تصاویر غیراخلاقی و بعضی از خبرگزاریهای خارجی باشد. به منطقی بودن یا نبودن این توجیه کاری نداریم، اما ضعفی که در شیوهی اعمال فیلترینگ در ایران مشاهده میشود، بی در و دروازه بودن و غیرمنطقی بودن آن است.
آیا آنهمه خرج خرید و نصب تجهیزات کردهایم تا برای نوجوانان و جوانان اطاقهای گفتگو (Chat) راه بیندازیم و دسترسی به سایر خدمات اینترنت را محدود کنیم؟ به لطف تجهیزاتی که خریداری و نصب شدهاند، کاربر ایرانی اینترنت میتوانند با استفاده از نرمافزارهای رایگانی بنام Yahoo Messenger یا MSN Messenger و سختافزارهای ارزان قیمتی بنام Webcam و Microphone صدا و تصویر خودش را آنگونه که مایل است ارسال و دریافت کند، اما یک دانشجوی رشته پزشکی حتی با بکارگیری کلمات تخصصی و اصطلاحات پزشکی هم نمیتواند مقاله یا تصویر آموزشی مورد نظرش را جستجو و دریافت کند. وقتی امور فیلترینگ بطور خودکار در دست ماشین فیلترینگ باشد، نتیجهای بهتر از این حاصل نمیشود. زیرا ماشین فیلترینگ شعور ندارد و مطلب خوب و بد را از یکدیگر تشخیص نمیدهد. مطالب و مقاله آموزشی، یک پیام کوتاه بهداشتی یا یک درس سادهی دوران ابتدایی هم سانسور میشود.
چندی پیش یکی از دوستان، وب را جستجو کرد، اما نتیجهی جستجو با عبارت مورد جستجو کاملاً متناقض بود، تا جایی که این نگرانی را در من بوجود آورد که شاید تا چندی دیگر مجبور شویم واژههای دینی و مذهبی را هم به کلیدواژههای ماشین فیلترینگ اضافه کنیم.
نتیجه:
نتیجه را که همه میدانستیم و من هم تکرار مکررات کردم. به نظر من اساسیترین مشکل فیلترینگ، همین کلیدواژههایی است که برای ماشین فیلترینگ تعریف میشوند و فیلترینگ غیرمنطقی و یک طرفهای را پدید میآورند.
راه حل:
راه حل را هم پیش از این جناب روبو ارائه کردهاند. فیلترینگ منطقی و قانونمند با همکاری مردم. امیدوارم با همکاری سایر وبنویسها اجازه ندیم پیشنهاد خوب آقای حکیمی فراموش بشه.
Tags: اینترنت
2 دیدگاه » جولای 22nd, 2007