حرکت آهسته
زمستان ۱۳۸۴ برای اولین مرتبه به شهر رشت سفر سهروزهای داشتم. وقتی برای تاکسی گرفتن کنار خیابون میایستادم، با تعجب میدیدم تاکسیها بیتوجه به حضور من در کنار خیابون به مسیر خودشون ادامه میدن. من را باش که چقدر در اشتباه بودم و گمان میکردم رشت هم مثل شهر خودمون (شیراز) هست، اما توی اون دو-سه روزی که رشت بودم متوجه شدم فرهنگ مردم شهر رشت (و احتمالاً شمال) با شیرازیها و ساکنان شهرستانی شهر شیراز تفاوتهایی دارن. یکی از این تفاوتها اینه که وقتی توی یکی از خیابونهای شهر رشت هستی و میخواهی تاکسی بگیری، باید دستت رو بلند کنی تا تاکسی متوجه منظورت بشه و بهت نزدیک بشه، اما در شیراز وقتی درکنار خیابان ایستاده باشی یا حتی در حرکت باشی، انواع و اقسام ماشینهای سواری از قبیل تاکسی، مسافربر شخصی و… همچون تیری که از کمان رها شده باشه میان و ترمز نسبتاً صداداری در نزدیکی پای شما میزنن و یک یا چند بوق را هم چاشنی رفتارشان میکنن و خلاصه از هیچ کوششی برای خدمت به جامعه بشریت دریغ نمیکنن تا بلکه مسافر مورد نظر رو سوار کنن. اما همین رانندهی چست و چابک زمانی به یک انسان بیرمق تبدیل میشه که نخواد الباقی پولت رو پس بده. به فرض مثال کرایه شما ۱۵۰ تومان شده باشه و شما یک عدد اسکناس ۲۰۰ تومانی تقدیم کرده باشید (تا زمان نگارش این مطلب، هنوز سه صفر از واحد پولی ایران برداشته نشده است
). در این حالت حرکات slow-motion آقای راننده شروع شده، دستی که به سمت ظرف پول خورد میره دیگه بالا نمیاد و…
(البته رانندگان شریفی هم هستند)
۱۳۸۶/۱۰/۱۱
). در این حالت حرکات slow-motion آقای راننده شروع شده، دستی که به سمت ظرف پول خورد میره دیگه بالا نمیاد و…(البته رانندگان شریفی هم هستند)
۱۳۸۶/۱۰/۱۱
۳ دیدگاه » دی ۱۰م, ۱۳۸۶