از ساختار غلط اداری کشور، تا معضل بیکاری و عدم ازدواج، و زیاد خواهی برخی از خانمها
بسم الله الرحمن الرحیم
زیاد مهم نیست که مشاغل را باید به چند دسته تقسیم کرد. من هم قصد ندارم خیلی دقیق شوم، بنابراین بهمنظور مطلبی که در ادامه خواهید خواند مشاغل را به دو دستهی کارگری و کارمندی، و بهعبارت دیگر کارهای سنگین و سبک تقسیم میکنم. مشاغل کارگری از قبیل کارهای ساختمانی، انواع کار در ارتفاعات، نظافتچی، نجاری، جوشکاری و… مشاغل کارمندی هم از قبیل مدیریت، کارمندان ادارات و سازمانها، فرهنگیان و…
وارد محیط کاری پتروشیمی یا پالایشگاه میشویم. در فضای آزاد بیرون، از کارگری ساده گرفته تا اپراتورهای دستگاهها و پرسنل کنترل و بهرهبردار، همه این مشاغل در اختیار آقایان است، کما اینکه پیش از این نیز زحمت ساختوساز و انجام امور عمرانی نیز برعهده آقایان بوده است. به قسمت اداری که وارد شوید، خانمها را در آنجا خواهید یافت. البته مردها هم هستند. اما یک سوال: چرا برخی از امور دفتری را خانمها انجام میدهند و آیا حضور خانمها ضرورت دارد؟ از پتروشیمی خارج میشویم و در جامعهای که زندگی میکنیم به اطرافمان نگاه کنیم. مشاغلی از قبیل کارگری ساختمان، لوله کش، مکانیک، نظافت خیابانها و… در اختیار آقایان قرار دارد. اما تعدادی از پرسنل کارمند همهی ادارات از قبیل اداره آب، اداره برق، اداره فنی و حرفهای، اداره بیمه، اداره پست، بانکها، اداره ثبتاحوال و… را خانمها تشکیل میدهند.
اصلاً هدفم زن ستیزی نیست، اما بهنظر من همان اندازه که حضور خانمها در بعضی از عرصههای شغلی مثل دبیر مدارس دخترانه یا پزشک متخصص خانمها ضروری و لازم است، تصدی بسیاری از امور اداری توسط خانمها غیرضروری و غلط است، زیرا شرایط اقتصادی کشور آمادگیاش را ندارد. با خود میگویم درحالیکه آقایان تحصیلکرده با مدرک تحصیلی برابر، جویای کار هستند و البته وضعیت زایمان و شیردادن به بچه و… را هم ندارند، چرا باید خانمی متصدی امور باشد که در دوران حاملگیاش ممکن است وضعیت جسمانیاش بر عملکرد کاریاش تاثیر بگذارد، مرخصی زایمان بگیرد و برای شیردادن به بچه، طبق قانون میتواند از وقت اداری و انجام وظایفاش بکاهد. در حالی که انجام این مسئولیت از عهده یک آقا هم برمیآید. من گمان میکنم برای جامعهی ما که اقتصادی نسبتاً بیمار دارد، هنوز خیلی زود است که اَدای جوامع غربی با آن اقتصاد پویا را در بیاورد. بعنوان مثال در کشور کانادا زن و شوهر کار میکنند، فرزند هفده ساله هم شاغل است، و بخاطر نیاز جامعه به نیروی کار، بخشی از این نیروی کار هم از خارج تامین میشود. اما در کشور ایران که معضل بیکاری و عدم ازدواج وجود دارد، فرصتهای شغلی باید بطور هوشمندانه تقسیم شوند. اگر فقط بجای نیمی از خانمهای شاغلی که ضرورتی به حضورشان نیست موقعیت شغلی در اختیار آقایان قرار میگرفت، به همان اندازه موقعیت ازدواج برای آنها فراهم میشد. ازدواج هم یعنی اینکه به همان اندازه دختران راهی خانههای بخت میشدند، و به همان اندازه از انواع و اقسام تیپهای عجیب و غریب پسران و دختران در خیابان کاسته میشد، و به همان اندازه آمار فساد هم پایین میآمد، و…
زیاد خواهی برخی از خانمها
با تمام حرفهایی که گفته شد، باز هم چندنفر پیدا میشوند و از حقوق خانمها مینویسند. هرچیزی را بهانه میکنند. بعنوان مثال خانمهایی که شاید خودشان هم برای دیدن فوتبال و ورزش بانوان به ورزشگاه نمیروند، آنگاه مینویسند که اجازه ورود به ورزشگاه را نداریم! آخر دختر، تو برای تماشای رقابت همجنسان خودت هم به ورزشگاه نمیروی، دیگر به ورزشگاه رفتنت برای تماشای ورزش آقایان چه صیغهای است؟
از حجاب هم مینویسند، شاید غافل از اینکه امروزه هرخانمی همانطور که مایل است در جامعه حضور دارد. بسیاری از خانمها با پوشش چادر، بسیاری با مانتو اما بسیار پوشیده و مرتب، و بعضی هم فقط یک لایه پارچه را تا جایی که ممکن بوده به بدن خود چسباندهاند و روسری را بصورت نوار باریکی بر بر روی سرشان استفاده میکنند. یعنی باید از این هم آزادتر باشد؟ صدالبته که محیط جامعه با حمامهای عمومی فرق دارد.
تبعیضهای موجود در جوامع مختلف از جمله ایران را انکار نمیکنم. بله تبعیض در بعضی امور وجود دارد و بخش عمدهای از آن به فرهنگ خانواده و اطرافیان مربوط میشود. اما تبعیضها آنقدر نیستند که چندین نفر بنشینند، وبلاگ بنویسند و مطالبشان هم تمامی نداشته باشد. گویی که همهچیز بر علیهشان است و از همهطرف محدود شدهاند.
۷ دیدگاه » شهریور ۲۱م, ۱۳۸۶